
سالها پیش ، زمانی که هنوز روانشناسی نخوانده بودم به واسطه یک دوست با نظریات کارلگوستایونگ ( روانپزشک و فیلسوف سوئیسی ، از بنیان گزاران دانش نوین روانکاوی ) آشنا شدم .
فارغ از گستردگی نظریات این اندیشمند ، من به مبحث ناخودآگاه جمعی و کهن الگوها ( آرکتایپ) علاقه مند شدم
یونگ با الهام گرفتن از افسانهها و اساطیر یونان باستان ، نظریه آرکتایپها را به منظور روشن کردن اجزای شخصیت انسان ارائه داد.
کلمه ارکتایپ ( Archetype) برگرفته از واژه یونانی آرکهتیپوس است ، که به معنای الگو و یا مدلی است که چیزی را از روی آن میسازند
پیشوند Arch به معنای اصیل و قدیمی و کلمه Type به معنای الگو و قالب
که در فارسی معادل “کهن الگو “ برای این کلمه برگزیده شده
یونگ اعتقاد داشت افسانه های تاریخی در فرهنگهای ملل جهان وجود دارد که تجربیات هر نسل را به نسلهای بعدی منتقل میکنند
و ساختار زندگی افراد را شکل میدهند و دریافت که در تمامی این داستانها تعداد محدودی الگوی اصلی وجود دارند و آنها را آرکتایپ نام گذاشت .
به اعتقاد او ، آرکتایپ ها افکاری ریشه دار ، غریزی و مادرزاد هستند که در حافظه نسلی انسان ، رفتارهایی با الگوی ثابت و تکرارشونده را موجب میشوند.
او این الگو ها را بر اساس اسطورههای یونان و داستانهای زندگی ایزدان و ایزدبانوان ، به تیپهای شخصیتی مردانه و زنانه تقسیم و تعریف کرد .
به اعتقاد من از آنجا که خودشناسی مطمئن ترین و بهترین راه برای رسیدن به آرامش درون ، تعامل بهتر با افراد و ایجاد روابط بهتر و سالم ، اعتماد به نفس بالاتر و پیشرفتهای چشمگیرتر در زندگی است
مطالعه شخصیت شناسی آرکتایپی یونگ را ، که در نوشتارهای بعدی به تفکیک زنانه و مردانه برایتان خواهم آورد ،
توصیه میکنم
کتایون خاکبیز
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی